عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

317

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

كسى كه مجبور است از جان خود دفاع كند با تو بجنگ تن‌بتن مبادرت كنم و سعى كنم كه بكشتن تو موفّق شوم ! بهرام بشنيدن اين كلام عنان اسب را كشيده رو باردوگاه خود آورد . پرموده به بيكند رفته در آن مخفى شد بهرام به شهر مزبور رهسپار گشته آن را محاصره كرد و چون پرموده را مدّتى در منتهاى مضيقه قرار داد براى او پيغام فرستاد كه : يكى از اين دو امر را اختيار كن يا براى جنگ خارج شو و يا قلعه و اموالت را تسليم كن و من قول مىدهم كه هرمز شاه را بحفظ جان تو وادار و ترا به بهترين وجهى بحضور او برسانم پرموده تسليم بشاه را ترجيح داد . بهرام شرحى در اين خصوص بشاه نوشت كه در كمال مسرّت اين پيغام را اصغا و امر داد امان نامه‌اى بامضاى خودش و شهادت بزرگان دربار براى پرموده تهيّه و ارسال شود و براى اظهار مرحمت خلعت شاهانه‌اى با كمربند مرصع و اسبى بىمانند براى او ارسال داشت . هداياى مزبوره را نزد بهرام فرستاد كه او با امان‌نامه به پرموده تسليم و او را محترما با تهيّهء تمام ما يحتاج حركت دهد بعلاوه از او خواست كه توسّط امناى خود اموال پرموده و پدرش همچنين خزائن آنانرا كه در تصرّف دارد بدربار بفرستد . بهرام حسب الامر امان‌نامه و خلعت را براى پرموده فرستاد كه فورا با دويست سوار از قلعه خارج گرديد و قلعه را با آنچه در آن بود به بهرام سپرد و خود رو بايران روانه گرديد . بهرام كه وارد قلعه شد و خزائن را گشود پول بىحساب انواع و اشياء نفيسه و اسلحهء قيمتى و اموال ديگر بدست آورد همچنين بر خزائن افراسياب و ارجاسب و تاج و كمربند و گوشواره‌هاى سياوش دست يافت فورا صورتى از آنها تهيّه كرده بوسيلهء مردمان امين تمام اين اموال را بر هزاران شتر بار كرده تحت حفاظت مردان مورد اطمينان بدربار هرمز فرستاد . رسيدن پرموده بحضور هرمز وصول غنائم بدست هرمز و علت طغيان بهرام چون پرموده بمقرّ هرمز نزديك شد هرمز سران قشون را باستقبال او فرستاد و از ورودش مسرّت بسيار اظهار و خود سواره بانتظار ورود او بر در قصر رفت . بمحض